بهای طلا میتواند به 2 هزاردلار برسد. در طول 25 سال گذشته، طلا دو حرکت قابل تمایز داشته یکی به سمت پایین بوده است و دیگری به سمت بالا.
در ژانویه سال 1980 بهای هر اونس طلا به 850دلار رسید و پس از گذشت زمان کمی، قیمت طلا با شتاب پایداری شروع به کاهش کرد. روند کاهش بهای طلا که از ژانویه 1980 شروع شده بود، به مدت دو دهه کامل ادامه یافت، تا اینکه در بیست ژولای 1999، بهای این فلز گرانبها به رقم باورنکردنی 80/252 دلار در هر اونس رسیده بود. پس از آنکه بهای طلا تقریبا به مدت دو سال در همین حدود باقی ماند، از آوریل 2001 قیمت طلا دوباره در مسیر افزایش قرار گرفت و از آن زمان تاکنون قیمتها همینطور در حال زیاد شدن است.
باید به کسانی که وقتی قیمتها در پایینترین سطح خود قرار داشت، طلا خریدند، تبریک گفت. اما دیگرانی مثل ما که از این موقعیت استفاده نکردند، باید با بررسی فرصتهای بعدی، از این به بعد تصمیمات درست اتخاذ کنند. آنچه در اینجا اهمیت دارد، بررسی دلایل پشتسر سیر افزایش قیمت است و باید ما را کمک کند تا آینده نزدیک تغییرات طلا را پیشبینی کنیم.
قیمت فعلی طلا در حدود 628دلار در هر اونس است. آخرین باری که قیمت طلا به بیش از 500دلار در هر اونس رسیده بدون در نظر گرفتن دورانی که در حدود 800 دلار در اونس بود، سال 1987 بوده است. همانطور که قبلا اشاره شد در سال 1999، طلا به قیمت حدود 252 دلار دراونس معامله میشده است. وقتی که به روند تغییرات اخیر بهای طلا نگاه میکنیم میبینیم که عمده افزایش قیمتها در شش ماه اخیر رخ داده است.
در نگاه اول به بازار طلا، دلیل اولیه چنین افزایش قیمتی، ناشی از کمبود عرضه و تقاضای بالا به نظر میرسد، از آن جهت که بسیاری از دلایل اصلی و سنتی محرک بهای طلا در بازار دیده نمیشوند. طلا همواره یکی از راههای مناسب برای مقابله با تاثیر تورم در کم کردن ارزش سرمایه است. اما وقتی به یکسال گذشته مینگریم، مشاهده میکنیم که تورم در اکثر کشورهای جهان بسیار ناچیز بوده است. بنابراین به نظر میرسد تورم و یا ترس از تورم نمیتواند دلیل قابلتوجهی در روند افزایش چشمگیر بهای طلا بوده باشد. بهویژه وقتی مشاهده میکنیم که عمده تقاضا برای طلا در شش ماه گذشته در ژاپن بوده است و میدانیم که ژاپن اکنون به جای مبارزه با تورم با پدیده جدیدی به نام انقباض پولی مواجه شده و در تلاش است تا این مشکل را رفع کند.
این نکته نیز قابل توجه است که طلا همیشه در زمان جنگ یکی از محلهای امن برای انباشت سرمایه است، اما با وجود آنکه وضعیت عراق در حال حاضر جنگی است، اما دامنه آن بسیار محدود است و نمیتواند به عنوان عامل اقتصادی قابل توجه حساب شود و بنابراین قادر نیست تا چنان ترسی در دل سرمایهداران ایجاد کند که به فکر ذخیره سرمایه خود به صورت طلا بیفتند و تازه اگر چنین بود، روند افزایش شدید بهای طلا باید از سال 2003 آغاز میشد، نه 2005.
این فکر که بهای طلا در زمان جنگ افزایش مییابد، بخشی از یک نظریه کلیتر است که میگوید سرمایهداران در زمانی که احساس خطر کنند، ترجیح میدهند، پول خود را به صورت طلا ذخیره کنند. ایراد کلی این نظریه این است که اصولا سال 2005 به عنوان نقطه آغاز افزایش بهای طلا، سال مشکلسازی نبوده است. تنها عاملی که ممکن بوده در آن سال سرمایهداران را به فکر احتیاط بیاندازد، وضعیت بازار ارز بوده است. در سال 2005 فرانک سوئیس نسبت بهدلار آمریکا 15درصد ارزش خود را از دست داد. اما از سوی دیگر قوتدلار آمریکا در برابر سایر ارزها طی چند سال اخیر، یکی از عواملی است که سرمایهداران را نسبت به آینده مطمئن کرده است. با در نظر داشتن این موضوع و همینطور وضعیت بازارهای کالا، سهام و اوراق قرضه و پایداری نسبی آنها میتواند با قاطعیت گفت که از سال 2005 تاکنون، نگرانی سرمایهداران از وضعیت آینده، عامل قابلتوجهی در توجیه افزایش بهای طلا نبوده است.
عامل اصلی دیگر که ممکن است ما را در توضیح و توجیه افزایش بهای طلا کمک کند، چین است. در واقع سال 2005، سالی بوده که چین تقریبا یکی از فاکتورهای اصلی در همه موضوعات سیاسی و اقتصادی به شمار میرفته است. تحلیلگران اقتصادی، اکنون هرگاه سخن از «عدم موازنه» اقتصادی به میان میآورند، بدون درنگ به دنبال چین میگردند. اما به نظر میرسد چین ارتباط کمی با موضوع افزایش بهای طلا داشته باشد.
با وجود آنکه چین اشتهای سیرنشدنی برای فلزات صنعتی از خود نشان داده و این مساله یکی از دلایل اصلی افزایش بهای بسیاری از فلزات به ویژه مس، روی و نیکل در شش ماه گذشته میباشد، اما طلا نقش صنعتی بسیار ناچیزی دارد و آمارها نشان میدهد که بخش بسیار کمی از تقاضای طلا از سوی چینیها بوده است. البته این مطلب درست است که تاثیر چین بر بهای سایر فلزات در افزایش قیمت طلا موثر بوده، اما با این همه این عامل، دلیل قابلتوجهی به شمار نمیرود. نقش چینیها در بهای فلزاتی نظیر نقره، پلاتین و مس روشن است، اما در مورد طلا باید به سراغ دیگر اقتصاد در حال رشد، هند، رفت.
در هند یکی از تکههای این معما پیدا میشود. به طور سنتی، طلا در هند به عنوان وسیلهای برای ذخیرهسازی مطمئن و امن ثروت شناخته شده است. در گذشته اینطور بوده و به نظر میرسد در آینده نه چندان دور نیز چنین باشد. با ادامه روند پیشرفت اقتصادی چین و با رشد طبقه متوسط، هندیها تمایل بیشتری به ذخیره کردن درآمدهای رو به افزایش خود به صورت طلا پیدا میکنند. گزارشها حکایت از آن دارد که فروش طلا و جواهرات در سال 2005 به میزان چشمگیری در هند افزایش یافته و خرید نقدی طلا در هند یکی از عوامل مهم کمککننده به افزایش بهای طلا طی ماههای گذشته است.
عامل بعدی را میتواند در خاورمیانه پیدا کرد. همزمان با افزایش شدید بهای نفت خام از سال 2005، برنامهریزان و مدیران پولی در منطقه به شدت مشغول شکلدهی و برنامهریزی برای داراییهای رو به افزایش خود بودهاند. با توجه به کسری بسیار زیاد خزانه آمریکا، افزایش بهای نفت از سال 2005 تاکنون فرصت مناسبی بوده تا دولت آمریکا به بازیابی «پترودلار» بپردازد.
با این وجود، معادلات سرمایهگذاری در قوت یافتندلار نسبت به یورو در اواخر اکتبر سال گذشته میلادی، باعث شد تا بسیاری از سرمایهگذاران به فرض اینکه دلار در دوره قوت میانمدت است، به دنبال سرمایهگذاری به صورتهای دیگر باشند. قوت یافتن میانمدت دلار با افزایش بهای طلا تلاقی پیدا کرد و بسیاری از کشورهای خاورمیانه را به خرید طلا متمایل نمود و باعث شد تا روند افزایشی بهای طلا ادامه یابد.
از این موضوع نیز نباید غفلت کرد که به غیر از سرازیر شدن سرمایههای خاورمیانه به سوی بازار طلا، خرید نقد این منطقه نیز در این مدت افزایش یافت و خود به عنوان محرکی در بازار عمل کرد. همینطور افزایش اخیر بهای نفت، تقاضای مصرفکنندگان برای طلا و جواهرات را نیز همانند آنچه در هند رخ داد، افزایش داده است.
برای توضیح بیشتر نقش خاورمیانه و به ویژه اعراب در افزایش بهای طلا باید به معضلاتی که سرمایهداران عرب در ذخیرهکردن درآمدهای نفتی خود با آن مواجه بودهاند اشاره شود. از طرفی در طول سال 2005 بیشتر ارزهای مهم جهان با یکسری ضعفها و مشکلات داشته است. دلار به درست یا غلط به خاطر کسری شدید خزانه آمریکا همواره در معرض خطر بوده است. از سوی دیگر یورو هم با کسری، رشد ضعیف، انفعال سیاسی و نگرانیهای ساختاری مواجه است. رشد پوند انگلیس بسیار کند بوده و صنعت، مسکن و بازار مصرف این کشور تغییرات بسیاری کندی داشته است. ین ژاپن هم در بیشتر سال 2005 روند رو به کاهش داشته است.
در چنین شرایطی برای بسیاری از سرمایهگذاران جهان، مطمئنترین جا برای سرمایهگذاری، طلاست و این موضوع به نظر میرسد که اصلیترین دلیل افزایش چشمگیر بهای طلا در یکی دو سال اخیر باشد.
از سوی دیگر، در افزایش فزاینده تقاضا برای طلا، توجه به سرمایهگذاران ژاپنی اهمیت بسیار ویژه دارد. سرمایهگذاران ژاپنی در خریدهای اخیر در بازار طلا، جزو خریداران عمده به حساب میآیند، اما آنها خریدار طلا به خاطر نگرانی از تورم نیستند. بلکه این سرمایهگذاران در سال 2005 به گونهای تصادفی پی به فواید خرید طلا بردهاند.
در حال حاضر نرخ سود تسهیلات بانکی در ژاپن صفردرصد است و بنابراین سرمایهداران ژاپنی باید به دنبال کارهایی با بازگشت بالاتر در خارج از ژاپن باشند. هنگامی که ژاپنیها اوراق قرضه بانک مرکزی و سایر موسسات آمریکاییها را میخرند، مقدار زیادی از ین ژاپن بهدلار تبدیل میشود. اما به طور فزایندهای طی سالهای اخیر پولهای ژاپنی به جای خرید اوراق قرضه آمریکایی، صرف سرمایهگذاری با شرکای اقتصادی جدید و در عین حال مهم ژاپن نظیر استرالیا و نیوزیلند شده است. با توجه به تورم موجود در استرالیا و نیوزیلند و مقایسه آن با ژاپن، تبدیل شدن ین به ارز این کشورها به نفع سرمایهگذاران ژاپنی تمام میشد، اما در سال گذشته، موسسات آمریکایی نسبت به کسری نیوزیلند ابراز نگرانی کردند. این نگرانی باعث شد تا بسیاری از ژاپنیها به فکر خارج کردن سرمایههای خود از نیوزیلند بیفتند و در شرایطی که تبدیل شدندلار نیوزیلند به دلار آمریکا یا استرالیا و یا ین ژاپن موجب ضرر کردن سرمایهگذاران ژاپنی میشد، خرید طلا بهترین راهحل بهنظر میرسید. این موضوع باعث شد بسیاری از سرمایهگذاران ژاپنی طلا خریداری کنند و این موضوع خود کمک بسیار قابلتوجهی به سرعت یافتن افزایش بهای طلا در اواخر سال 2005 کرد. بهای طلا در آن زمان حدود 514 دلار در هر اونس بود.
کمتر تردیدی نسبت به نقش سرمایهها در تغییرات اخیر بازار طلا وجود دارد. به این نکته باید این مطلب را افزود که هرگاه میبینیم بازاری در جهان بسیار رونق دارد، باید مطمئن باشیم که سرمایهها نیز در این بازار حضور فعالی دارند. طلا یک روند است و بنابراین دنبالکنندگان این روند، صاحب طلا هستند.
اکنون که بهای طلا به بالاترین حد خود در طول تاریخ رسیده، احتمال آسیبپذیر بودن بازار بسیار افزایش یافته است. با این همه برخی از دلایلی که به افزایش بهای طلا در سال 2005 کمک کرد، اکنون به صورت پررنگتر حضور دارد. بیثباتی سیاسی بهویژه در خاورمیانه، هنوز مایه نگرانی است. نگرانیهای ناشی از برنامه هستهای ایران در غرب، تغییرات سیاسی در فلسطین اشغالی و اسرائیل، احتمال وقوع جنگداخلی در عراق همه باعث میشود تا سرمایهداران را نسبت به ثبات جهانی نگران کند و در این میان طلا به عنوان روشی مطمئن برای ذخیرهکردن سرمایه بسیار پرطرفدار خواهد بود.
از طرف دیگر باید توجه داشت که رکورد 850دلاری سال 1980 را اگر بخواهیم با توجه به بهایدلار در حال حاضر بیان کنیم به رقم 2200 دلار در هر اونس میرسیم. با چنین نگاهی هنوز فضای بسیار زیادی برای افزایش قیمت طلا وجود دارد. به عبارت دیگر اگر امروز بهای طلا به 2200 دلار هر اونس برسد، تازه از لحاظ ارزش، با قیمت سال 1980 برابری خواهد کرد.