گزارش تحلیلی صنعت پتروشیمی درجهان و ایران
(بخش اول)
پتروشیمی در جهان
مقدمه:
«پتروشیمی» صنعتی است که از طرفی، دامنة کاربرد محصولات آن بسیار گسترده است و سهم بالایی از تجارت جهانی را به خود اختصاص می دهد و از طرف دیگر، سرمایه گذاری در این صنعت مستلزم رعایت نکاتی است که بدون آنها نمی توان به ثمربخش بودن سرمایه گذاری انجام شده امیدوار بود.
رویکرد کشورهای مختلف به این صنعت با هم متفاوت است. بیشتر کشورهای پیشرفته، برنامه های راهبردی بلندمدتی برای تسلط بر بازار محصولات پتروشیمی دارند. این کشورها حتی برای فروش مجوز تولید نیز برنامه های ویژه ای دارند و هر ساله فهرستی از فن آوری های قابل فروش را انتشار می دهد.
کشورهایی مثل ژاپن و کره از این صنعت به عنوان نیروی محرکة صنایع مختلف خود استفاده کرده اند.
کشورهای در حال توسعه و جهان سوم، به ویژه آنهایی که صاحب منابع عظیم نفت و گاز هستند، معمولاً دنباله رو و متأثر از سیاستهای کشورهای صنعتی و پیشرفته بوده اند.
ایران به سبب قرار گرفتن در شاهراه انرژی جهان و در اختیار داشتن منابع عظیم نفت و گاز، می تواند نقش مهم و شایسته ای در عرصة صنعت پتروشیمی جهان به عهده گیرد.
تحولات جهانی صنعت پتروشیمی
صنعت پتروشیمی در سال های اخیر، تحولات چشمگیری داشته است که فهرست وار عبارتند از:
الف) تغییر در تمایل عمومی از مصرف مواد خام مایع به هیدروکربورهای گازی، که این امر سبب شده است تا مجتمع های تولید مواد پتروشیمی در نزدیکی میدان های گازی استقرار یابند.
ب) احداث بیش از حد مجتمع های پتروشیمیایی و در نتیجه ایجاد ظرفیت مازاد.
ج) کاهش چشمگیر سرمایه گذاری در عرصة توسعه و تحقیقات محصولات پایة پتروشیمی.
د) بحرانهای سیاسی و مالی در جهان، به ویژه در کشورهای صنعتی که باعث سقوط شدید قیمتها، تقاضا و سایر عوامل شده است.
با توجه به ساختاری بودن ماهیت تحولات یاد شده، صنعت پتروشیمی ناگزیر است در بلند مدت، برای حفظ توان رقابتی در بازار، به تغییرات بنیادین تن دهد. ازجمله این تغیرات می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- تجدید ساختار در صنایع پتروشیمی کشورهای توسعه یافته
ساختار صنایع پتروشیمی کشورهای توسعه یافته به سبب وجود مازاد تولید و کاهش نرخ بازگشت سرمایه، در حال تغییر است. چنین تجدید ساختارهایی در قالب ادغام بنگاه های تولیدی، افزایش مقیاس با انعقاد پیمان های استراتژیک، افزایش اثرات هم افزایی بر اساس مزیت های رقابتی و ورود به کشورهای در حال توسعه همانند چین، از طریق سرمایه گذاری مستقیم، در حال انجام است.
انتظار می رود روند ادغام در صنایع پتروشیمی افزایش یابد و شرکتهای کوچک و متوسط مجبور شوند تا برای تولید در مقیاس بهینه، در یکدیگر ادغام شوند. تولید کنندگان مواد شیمیایی که از مواد اولیه مایع(مانند نفتا) استفاده می کنند، در رقابت با تولیدکنندگانی که از گاز بهره می گیرند، تحت فشار زیادی قرار خواهند گرفت، زیرا دستة دوم از مزایای بهره گیری از خوراک گاز بهره مند هستند. اینکه سرمایه گذاری در زمینة توسعه و تحقیق و ابداعات فناوری نیز کاهش چشمگیری یافته است، می تواند همراستا با همین جریان ادغام باشد.
موج عظیمی از همکاری ها، توافق در تولید و پیمان های استراتژیک میان تولید کنندگان صنعت پتروشیمی به راه افتاده است، به طوری که در یکصد سال گذشته، چنین حجم عظیمی از پیمان ها و توافق ها میان شرکتهای اروپایی، آمریکایی و ژاپنی مشاهده نشده است.
در سال 1999، تعداد تولیدکنندگان پلی اتیلن در سراسر اروپا از 23 به 16 و تعداد تولید کنندگان پروپیلن از 16 به 12 کاهش یافت. در نتیجه تولید پلی الفین ها در انحصار تعداد معدودی از تولید کنندگان قرار گرفت. در آخرین ادغام که در صنعت پتروشیمی رخ داد، شرکت «داو کمیکال»، شرکت «یونیون کرباید» را خریداری کرد و به بزرگترین تولیدکنندة پلی اتیلن مبدل شد. همچنین این ادغام موجب همپوشانی فناوری های دو شرکت و امکان رقابت شرکت تشکیل دهنده در تمامی بازارهای پلی اتیلن شد.
به جز ادغام ها عوامل دیگری نیز در تخصصی و انحصاری تر شدن صنایع پتروشیمی مؤثرند. از نظر مارچلو پیچوتی، کارشناس شرکت تکنیپ ایتالیا، بهترین سیاست برای کشورهای دارای ذخایر غنی گاز این است که فعالیت های خود را برای تولید الفین های سبک و در انحصار گرفتن این محصولات متمرکز کنند؛ همچنین کشورهایی که صنایع پتروشیمی آنها از نفتا تغذیه می کنند نیز بهترین کار، تبدیل محصولات جانبی از طریق عملیات کراکینگ به محصولات پتروشیمی تخصصی است.
ادغام پالایشگاه ها و صنایع پتروشیمی نیز البته مسئلة قدیمی است که در همین راستا باعث تقویت جریان ادغام ها شده است. طی ده ها سال، تولیدکنندگان اروپایی که برای تأمین خوراک صنایع پتروشیمی خود به نفتا نیاز داشتند، به دنبال ادغام این دو صنعت در یکدیگر بودند؛ زیرا نفتا ماده اولیه مورد نیاز تولید بنزین به عنوان سوخت خودروها بود که این امر گرانی مجازی نفتا را به همراه داشت. بدین ترتیب در کشورهای اروپای غربی، نفتا به عنوان ماده اولیه تولید سوخت خودرو مشمول رژیم مالیاتی متفاوتی است. در این میان، شرکتهای نفتی و مجتمع های پتروشیمی مجبور بودند تا به سبب وجود تقاضای مستمر برای بنزین، میزان تولید اتیلن را کاهش دهند. می توان نتیجه گرفت که قیمت نفت خام و یا نفت، در این کشورها بر صنایع پتروشیمی اثر شدیدی داشته و دارد. از این رو، ادغام فرآیند پالایش و تولید محصولات پتروشیمی، ممکن است در کاستن از هزینة تولید تأثیر به سزایی داشته باشد.
2- بکارگیری فنآوری پیشرفتهتر در صنعت پتروشیمی
به سبب توسعة فناوری های جدید در حوزه هایی چون فناوری اطلاعات(IT)، نانو تکنولوژی(NT) و تکنولوژی های الکترونیک و میکرو الکترونیک(ET)، پیوند این تکنولوژی ها با صنایع پتروشیمی افزایش یافته است. خصوصاً تأثیر IT بر روی صنایع پتروشیمی کاملاً محسوس است و بهره وری و توسعة تکنولوژی های جدید را بهبود خواهد بخشید. نقش IT نه تنها در فرآیند تولید بلکه در زمینة صادرات، فروش و توزیع نیز لحاظ شده است. از طرف دیگر متداول ترین روش برای ارائة فرآیندها و فناوری های نو در عرصة صنایع پتروشیمی، ادغام و ترکیب فناوری های موجود با فناوری های اطلاعات و نانو است.
توسعة فناوری، افزایش هزینه های تحقیق و توسعه را به دنبال داشته و مشارکت شرکتها در تأمین این هزینه را می طلبد. همچنین احتیاج به همکاری بین کشورها، ضرورت معرفی استانداردهای تکنولوژی جدید(New Technological Standard) را افزایش داده است.
مارچلو پیچوتی معتقد است که در سالهای آتی« در خود تکنولوژی پتروشیمی(محصولات پایه)، تحولات چشمگیری به وقوع نخواهد پیوست؛ به عنوان مثال نباید از فناوری کاتالیزوری شیمیایی انتظار داشته باشیم روش های جدید انقلابی را معرفی کند که باعث بروز معجزه در وضعیت کنونی شود. باید توجه داشت که فناوری کاتالیزوری شیمیایی، به حد اکثر رشد خود رسیده است و به اصطلاح بالغ شده است. از این رو نمی توان انتظار داشت که در این رشته، پیشرفت چشمگیری روی دهد.
3- ارتقای سطح ارزش افزوده تولید شرکتهای پیشگام پتروشیمی دنیا
بنگاه های پیشگام دنیا از تولید محصولات معمولی(پایه) پتروشیمیایی دست کشیده و فرآیندهای توسعة فناوری خود را به سمت محصولات با ارزش افزودة بالا و پیشرفته سوق داده اند. این تغییرات، همراه با تغییراتی است که در بخش تقاضا در حال انجام است. درصد رشد تقاضای محصولات پتروشیمی پایه در چین شدیداً رو به کاهش است.
تغییر خوراک مجتمع های پتروشیمی از هیدروکربورهای مایع به گاز و در نتیجه استقرار مراکز تولید مواد پتروشیمیایی از غرب اروپا و شمال آمریکا به خاورمیانه، منطقة خلیج فارس و عربستان سعودی، بر اساس سیاست راهبردی بلند مدت این شرکتها است. چرا که رقابت با شرکتهای پتروشیمی استفاده کننده از خوراک گاز، هر روز دشوارتر می شود. این شرکتها با بازنگری در برنامة تولید خود، بیشتر به تولید مواد پتروشیمیایی تخصصی که از خوراک مایع و مشتقات نفتا استفاده می کنند، روی خواهند آورد. این محصولات هر چند که از مقیاس تولیدی پایینی برخوردار هستند، ولی ارزش افزودة بالایی دارند.
صنایع پتروشیمیایی موجود در منطقة آمریکای شمالی، ونزوئلا، عربستان سعودی، قطر، کویت و ایران دارای مزیت های زیادی همچون استفاده از اتان به عنوان خوراک ارزان و هزینه های پایین تأسیسات، ساختارهای مناسب بازاریابی و سایر موارد خواهند بود.
برخورداری از این مزیتها سبب خواهد شد تا این کشورها بتوانند بازار را با محصولات ارزان خود اشباع کنند.
به عقیدة رالف هیون استین، مدیر بازرگانی شرکت بی پی، افزایش تولید اتیلن در خاور میانه، از جمله ایران و سایر تولید کنندگان منطقه، تأثیر شگرفی بر قیمت های جهانی بر جای خواهد گذارد. شرکت ملی پتروشیمی ایران(NPC) و دیگر تولیدکنندگان خاورمیانه، طرح های جدیدی را برای ایجاد پروژه های جدید دنبال می کنند که نتیجة این تولید زیاد، جنگ قیمت اتیلن در بازار و سقوط شدید ارزش افزودة کلی مشتقات اتیلن خواهد بود که زیان های قابل توجهی را برای همة تولیدکنندگان در پی خواهد داشت.
جنگ قیمتها سبب می شود تا قیمتها در کشورهای اروپایی که مجتمع های پتروشیمی آنها از نفت به عنوان خوراک استفاده می کنند و هزینة تولیدشان نسبتاً بالا است نیز، کاهش یابد در نتیجه تولید کنندگان اروپایی برای ادامة بقای خود، مجبور خواهند بود در برنامه های تولیدشان تجدید نظر کنند.
تجدید نظر در ساختار تولید در کشورهای فاقد منابع منابع گاز، به طور حتم به شکل روی آوردن به تولید محصولات پتروشیمی با ارزش افزودة بالا خواهد بود. این مواد که عمدتاً از خوراک های مایع تولید می شوند، جایگزینی برای محصولات پایة پتروشیمی خواهند بود.
به نظر می رسد با تحقق یافتن و نهایی شدن طرح های منطقه، تولید مواد پتروشیمیایی پایه در دست دو گروه از تولیدکنندگان قرار گیرد.
• شرکتهای بزرگ حاصل از ادغام شرکتهای گذشته که این دسته با تکیه بر فناوری های پیشرفته، شبکه های بازار یابی، فروش و توزیع گسترده و کارآمد، صرفه های اقتصادی حاصل از مقیاس و همچنین دسترسی به بازارهای منطقه ای و داخلی قوی به رقابت خواهند پرداخت. این شرکتها، هر چند بطور محدود، به منابع انرژی و خوراک ارزان دسترسی دارند.
• شرکتهای پتروشیمی که در کشورهای دارای منابع انرژی ارزان تأسیس شده اند. این شرکتها نیز با توجه به مزیت های بالا و سرمایه گذاری های انجام شده، قادر خواهند بود تا با تکیه بر منابع خود، در بازار رقابت باقی بمانند. البته در میان این کشورها، آنها که دارای بازارهای داخلی قوی تری هستند و صنایع پایین دستی پتروشیمی آنها توسعه یافته تر است، موفق تر خواهند بود. بی گمان با توجه به ظرفیت های بوجود آمده، با آغاز جنگ قیمت، بهای محصولات تولیدی این شرکتها کاهش یافته و از ارزش افزودة آنها کاسته می شود.
در بخش محصولات تخصصی و با ارزش افزودة بالا شرایط متفاوت است. بازار این محصولات تقریباً بطور انحصاری در دست شرکتهای بزرگ در کشورهای توسعه یافته باقی خواهند ماند. البته شرکتهای پتروشیمی در کشورهای کمتر توسعه یافته و در حال توسعه فاقد منابع اولیه نیز، با سرمایه گذاری هایی که انجام داده اند و با تغییر برنامه های خود، بخشی از این بازار را در دست خواهند گرفت.
4- تشکیل بلوک های منطقه ای
در میان تغییراتی که در صنعت پتروشیمی جهان در حال شکل گیری است، تحولات منطقه ای نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. شکل گیری بلوک های اقتصادی- تجاری منطقه ای که از نظر محصولات، بازار و تکنولوژی مکمل هم هستند، اهمیت زیادی دارد.
آسیای جنوب شرقی، خاورمیانه(به ویژه کشورهای حوزة خلیج فارس)، آمریکای مرکزی و شمالی و اروپا از جمله مناطقی هستند که آمادگی لازم برای یکپارچه شدن دارند. در آسیای جنوب شرقی کشورهای چین، کره و ژاپن کشورهایی هستند که می توانند از ابعادی همچون مقیاس تولید، سطح فناوری و شرایط عرضه و تقاضا مکمل هم باشند، از این رو ، با تعمیق روابط تخصصی میان این سه کشور اثر هم افزایی بوجود می آید.
ژاپن کشوری است با صنایع پتروشیمی بلوغ یافته، در حالی که صنایع پتروشیمی کره تازه به مرحلة بلوغ رسیده و در مقایسه با این دو، چین کشوری در مرحلة توسعه است. ژاپن دارای فناوری پیشرفته است و کره و چین در رده های پایین تر قرار دارند. در سطوح«کاربردی تکنولوژی» و «تولید محصول»، کره و چین در سطح قابل قبولی قرار دارند ولی سطح فناوری این دو کشور، به وضوح در «طراحی» و «توسعه» تولیدات، از ژاپن پایین تر است.
در این میان چین بزرگترین واردکنندة محصولات پتروشیمی جهان است و با ورود آن به سازمان تجارت جهانی، واردات آن نیز افزایش می یابد. با وجود این، در دراز مدت با افزایش سرمایه گذاری های خارجی و به تبع آن افزایش توان تولید داخلی، میزان واردات کاهش خواهد یافت.
همکاری میان کره و ژاپن و چین، موجب رقابت پذیری و توسعة صنایع پتروشیمی در آینده شده و هر سه کشور را تحت تأثیر قرار خواهد داد. کره و ژاپن با دسترسی به بازار بزرگ چین و همچنین استفاده از فرصت سرمایه گذاری در چین، به تجدید ساختار صنعت پتروشیمی دست خواهند زد و همزمان چین نیز، با جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی از کشورهایی نظیر کره و ژاپن و دیگر کشورها، به توسعة صنعت پتروشیمی خود می پردازد. لذا بخش مهمی از بازار خود را که هم اکنون در اختیار دیگر کشورها است، تأمین خواهد کرد.
در دیگر مناطق جهان نیز به همین صورت، کشورها می توانند با تکیه به عوامل مکمل و یا با هم افزایی از طریق پیمان های استراتژیک، بلوک های تجاری- اقتصادی ایجاد کنند و از این طریق به تقویت صنایع پتروشیمیایی خود بپردازند.
در منطقة خاورمیانه کشورهایی مانند ایران، عربستان و قطر که از مزایای منابع اولیه و انرژی ارزان برخوردارند، می توانند با ایجاد پیمان های استراتژیک به جای رقابت با یکدیگر به همکاری با هم بپردازند که مسلماً موجب افزایش جایگاه این کشورها در عرصة رقابت جهانی خواهد شد. اما آنچه تاکنون از این سه کشور مشاهده شده است، موازی کاری و رقابت مخرب است که به نظر می رسد ناشی از منفعل بودن است.
وضعیت ریسک صنایع پتروشیمی
صنایع شیمیایی در جهان امروز، به ویژه صنعت پتروشیمی صنایعی هستند که سرمایه گذاری در آنها از ریسک و حساسیت بالایی برخوردار است. از جمله دلایل این موضوع می توان به موارد زیر اشاره کرد:
•نیاز به سرمایه گذاری های بزرگ دارند.
•آلاینده محیطزیست هستند.
•معمولاً مصرف انرژی بالا دارند.
•نیاز به توسعه و نوآوری دایمی در جهت استفاده از تکنولوژی های جدید و افزایش کیفیت تولیدات دارند.
•نیاز به مواد اولیه خام ارزان دارند.
برخی تنها داشتن ماده اولیه ارزان را برای سرمایه گذاری در صنعت پتروشیمی کافی می دانند در حالی که اغلب کشورهای پیش رو در این زمینه یا خود مواد اولیه نداشته اند یا از مواد اولیه خود در تولید محصولات پتروشیمی استفاده نکرده اند. در حال حاضر، هدف کشورهای پیش رو، انتقال سرمایه گذاری در محصولات پایه پتروشیمی به منطقه خاورمیانه است که 30 درصد سهم تولید به عربستان داده شده است و شرکت سابیک عربستان پیوسته در حال تصاحب بازارهای منطقه می باشد.
علل زیانده بودن(دیدگاه دکتر فالتر)
در حدود یک دهه اخیر مشاهده شده است که صنایع پتروشیمی در غرب، بطور واضح آمریکای شمالی و اروپای غربی، در کسب درآمد متناسب با سرمایه گذاری های صورت گرفته ی خود ناتوان بوده اند. بعنوان نمونه طی 12 سال گذشته، بجز در سال های 1996 و 1998 که صنعت پتروشیمی مقداری سودآور بوده است، در باقی سال ها با تخریب سرمایه روبرو بوده است. در اکثر این سال ها، نسبت درآمد به متوسط سرمایه گذاری از متوسط وزنی هزینه سرمایه کمتر بوده است. چهار دلیل اساسی را می توان در پاسخ به این سوال که چرا این صنعت علی رغم دورنمای کوتاه مدت مثبت خود، قادر به تولید ارزش تثبیت شده در طولانی مدت نمی باشد، عنوان نمود:
1. مشتری های ضعیف : متأسفانه مشتری های محصولات صنعت پتروشیمی، چه بصورت مستقیم و چه غیرمستقیم، بازگشت سرمایه شان حتی از پتروشیمی نیز پایین تر است. درحالیکه، در طول 12 سال گذشته، تأمین کنندگان صنعت پتروشیمی، علی رغم سرمایه گذاری های زیاد، ایجاد ارزش بیشتری داشته اند. هزینه های بالا در سرمایه گذاری ها عمدتاً متأثر از عدم قطعیت در تجارت، قیمت انرژی و نوسان نرخ ارز می باشد. در طول این دوره، بازگشت سرمایه در صنعت پتروشیمی، به میزان 2 درصد کمتر از متوسط هزینه های سرمایه شده بوده است، بعبارت دیگر صنعت پتروشیمی 2 درصد تخریب ارزش داشته است. این در حالی است که تخریب ارزش مشتری های مستقیم یا غیرمستقیم پایین دستی (بطور مثال تبدیل کننده ها و مونتاژکننده ها) حتی از پتروشیمی نیز بیشتر بوده است (به ترتیب 6 درصد و 3 درصد)، اما در انتهای جلویی زنجیره، که به مصرف کننده منتهی می شود، بویژه بدلیل قدرت صاحبان علامت تجاری و فروشندگان خرد، دوباره تولید ارزش دیده می شود. بطور خلاصه در طول زنجیره ارزش، تنها در دوسر ابتدا و انتهای آن ایجاد ارزش وجود دارد درحالیکه در این میانه شرایط دیگری حاکم است.
2. کاهش سودآوری محصولات : حجم بسیار بالای سرمایه گذاری برای عقب نماندن از رقابت، باعث بوجود آمدن وضعیت پیچیده ای گردیده که پیامد آن کاهش در بازگشت سرمایه گذاری ها بوده است. به طورکلی کاهش بازگشت سرمایه و سرمایه گذاری زیاد باعث کاهش نسبت درآمد به متوسط سرمایه گذاری شده است. کاهش توانایی تولید کالا، خدمات و مارکهای جدید، عرضه بیش از اندازه محصولات با تکیه بر تولید بیش از ظرفیت و استفاده از مشتقات C 2 به جای نفت، همگی باعث کاهش قیمت و در نتیجه کاهش سودآوری این محصولات گردیده اند. عوامل دیگری همچون هزینه های بالاسری بالا و عدم مدیریت نوسان قیمت مواد خام نیز بر عوامل فوق افزوده می شود. افزایش تعداد تولیدکنندگان محصول پتروشیمی که باعث کاهش سوددهی این محصولات می گردد، از دو عامل زیر سرچشمه می گیرد: الف) ناتوانی واحدهای قدیمی غیررقابتی در تعطیل کردن تولید، ب) استمرار سرمایه گذاری های جهانی با دیدگاه های مختلفی چون دیدگاه عرضه محوری (Supply-driver) در خاورمیانه، تقاضامحوری در چین و هند و طرح های توسعه محور در کشورهای در حال توسعه که باعث سرمایه گذاری مازاد شده است.
3. ناتوانی در جذب ارزش : در صنعت پتروشیمی بجز چند مورد، ارزش افزوده ای که توسط محصولات و الگوهای تجاری یا خدماتی جدید ایجاد می شود، مستقیماً به سمت پایین زنجیرة ارزش یعنی مشتری ها و نهایتاً مصرف کننده های نهایی هدایت می شود. در بررسی انجام گرفته بر روی 23 زنجیرة ارزش در اروپا، آمریکای شمالی و آسیا، مشاهده شده است که مطلب ذکر شده برای بیش از 85 درصد زنجیره ها صادق است.
4. رقابت شدید : آخرین دلیل ناتوانی پتروشیمی ها در ایجاد و جذب ارزش، رقابت شدید در این صنعت است. رقابت برای فروش محصول با قیمت پایین تر، شرکت های پتروشیمی را به سوی ساخت واحدهای بزرگتر، سرمایه گذاری های زیاد در مناطق عرضه محور (خاورمیانه) یا تقاضامحور(چین و هند) و متحمل شدن هزینه های زیاد برای بازسازی و بکارگیری تکنولوژی های جدید سوق می دهد. در اثر این عوامل، فشارهای ساختاری (ظرفیت های مازاد، عدم توازن نوسان حجم و قیمت) افزایش یافته و ایجاد ارزش با محدودیت های بیشتری روبرو می گردد.
استراتژیهای موفقیت
سرعت بی سابقه تغییر الگوهای جهانی تجارت و پیشرفت های حاصل از تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات، باعث شده که تجارت بطور بی وقفه در حال دگرگونی باشد. در این شرایط جدید، رقابت در میان تعداد فزاینده رقبا برای کسب درآمد با محدودیت مواجه خواهد بود و بدون چاره اندیشی برای آینده، هیچ حاشیه امنیتی برای بقا در بازار وجود نخواهد داشت و موقعیت های منحصر بفرد ایجاد درآمد همواره از جانب رقبا در معرض تهدید قرار دارند.ازاینرو شرکت ها باید تلاش کنند تا مزیت های رقابتی خود را حفظ کنند. بعنوان مثال برخورداری از یک نام تجاری قدرتمند تنها زمانی کارساز است که یک شرکت بتواند پیوسته زنجیره محصول و خدمات خود را نوسازی کند. در این میان جذب و حفظ مشتری می تواند بزرگترین چالش باشد. بنابراین برای بقا در بازارها، جستجو برای یافتن روش های کسب موفقیت در این رقابت پیچیده، الزامی است. در طول زمان مشخص شده است که برخورداری از سه عامل کلیدی می¬تواند موفقیت صنعت را در ایجاد درآمد و بقا در بازار تأمین نمایند که عبارتند از: "رهبریت تکنولوژی"، "رهبریت بازار" و "رهبریت هزینه". این عوامل در دوره های مختلف از میزان اهمیت متفاوتی برخوردار بوده اند. در ذیل به هریک از این عوامل اشاره شده است.
1) رهبریت تکنولوژی
اولین عامل موفقیت در صنعت پتروشیمی، رهبری در تکنولوژی است که نکته مورد تاکید بسیاری از شرکت ها در دهه 80 بود. اما هزینه بالای R&D، بسیاری از شرکت ها را وادار به بازنگری در هزینه های R&D خود نمود. امروزه تنها بر روی توسعه بهترین تکنولوژی ها سرمایه گذاری می شود. در مبحث تکنولوژی، آنچه از اهمیت بیشتری برخوردار است این است که این تکنولوژی های برتر، در همان اوایل دوره عمر خود، گسترش یافته و در اختیار تمام تولیدکننده ها قرارگیرند. مثال مناسب در این زمینه، نوآوری اولیه برای تولید پلی پروپیلن است که با حرکت سریع به سمت بازار همراه بود. تجاری سازی پلی پروپیلن، کمتر از 4 سال بعد از ساخت مولکول های پلی پروپیلن در سال 1954 بر اساس نوآوری کاتالیست زیگلرناتا، انجام گرفت. این دو برنده جایزه نوبل، اطمینان دادند که تکنولوژی فوراً قابل دسترس خواهد شد.
بنابراین صنعت در همان اوایل دهه60، در کشاکش تجاری کردن تکنولوژی های پلی پروپیلن قرار گرفت و با دو گزینه "خودت به تنهایی انجام بده" یا "مشارکت کن" روبرو شد که صنعت "مشارکت" را پذیرفت. نمونه های تاریخی دیگری از رجحان همکاری نیز وجود داشته است که در آن همکاری های تکنیکی با شرکای جهانی برای توسعه سریع و تجاری سازی فرآیند محصول و تکنولوژی کاتالیست الزامی بوده است.
نوآوری پلی الفین ها نیز نظیر هر نوآوری جدیدی، وارد یک چرخه عمر با فراز و نشیب های خاص خود گردید. در طول دهه های60 و70، توسعه پلی الفین ها بر روی سودآوری تجارت این محصولات متمرکز بود درحالیکه توسعه تکنولوژی بویژه برای پلی پروپیلن با برخی محدودیت ها مواجه بود. تا اواخر دهه 1970 تصور شرکت ها بر این بود که دوره عمر این تکنولوژی به پایان رسیده و موردی برای نوآوری باقی نمانده است؛ اما در دهه 1980 نوآوری جدید کاتالیستی، که از طریق فعالیت های توسعه ای شراکتی صورت گرفت، نگرش ها را دچار تحول کرد. کاتالیست هایی با بازدهی و ویژگی بالا به وجود آمدند و باعث ایجاد فرآیند جدید اسفری پل (Spheripol)در تولید پلی پروپیلن و ساده سازی چشمگیر فرآیند گردیدند. بواسطه این تحولات، تکنولوژی تولید پلی پروپیلن بسیار قدرتمندتر و دستیابی به آن تکنولوژی بسیار آسانتر شد.
2) رهبریت بازار
دومین عامل مهم و تعیین کننده، رهبریت بازار است که از دهه 90 از اهمیتی اساسی برخوردار گردید. امروزه رهبریت بازار، برای کسب موفقیت در بازار، یک ضرورت محسوب می شود. با گذشت زمان و با تغییر جهت بازار از تأمین نیازمندی های محلی به یک روند فرامنطقه ای، چنین پنداشته شد که برای موفقیت و ایجاد ارزش، فهم بهتر از نیازمندی های مشتری ضروری است. به مرور زمان تشخیص داده شده که برای کسب رهبریت بازار باید برای هریک از بخشهای مشخص بازار، تاکتیک ها و استراتژی های متفاوتی را اتخاذ نمود.
ارائه پیوسته نوآوری، در ترکیب با روش شفاف اما پیچیده "فشار تکنولوژی- کشش بازار"، تاکنون رشد بازار را به دنبال داشته است. در سالهای اخیر، ظهور تکنولوژی اطلاعات و ابزاری نظیر تجارت الکترونیک همراه با مدلهای پیشرفته تر تجارت، باعث سامان دهی زنجیره تأمین برای مشتری گردیده است. اما برای حصول اطمینان از تداوم در افزایش تقاضا، ارزش افزوده و سوددهی، فرآیند نوآوری باید همچنان ادامه یابد.
دستیابی به رشد، از طریق خلاقیت و نوآوری، امکان پذیر شده است، اما با حرکت محصولات در طول چرخه عمر و افزایش تعداد تولیدکنندگان، طبعاً انتظار می رود که در دهه بعد، نرخ رشد، بخصوص در اروپای غربی و نفتا (منطقه قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی شامل آمریکا، کانادا و مکزیک)، رو به کاهش گذارد و رشد قطعی عمدتاً در آسیا اتفاق افتد. امروزه تقریباً 17 درصد مردم دنیا (حدود 2/1 میلیارد نفر) از درآمدی برخوردار هستند که می توانند مشتری بالقوه محصولات صنایع شیمیایی باشند.90 درصد این جمعیت در کشورهای توسعه یافته اروپایی و ناحیه نفتا و ژاپن زندگی می کنند. انتظار می رود در طول دهه آینده بازار صنعت شیمیایی تقریباً به دوبرابر افزایش یابد که با این حساب 29 درصد از جمعیت دنیا به عنوان مشتری های بالقوه در نظر گرفته خواهند شد. این رشد عمدتاً در اقتصادهای نوظهور اتفاق خواهد افتاد و بزرگترین موتور این رشد، چین خواهد بود که انتظار می رود بازار آن در حدود 10 برابر، افزایش یابد.
3) رهبریت هزینه
سومین عامل اساسی موفقیت که در طول چند سال گذشته به عامل عمده تبدیل شده است، رهبری هزینه است. در حال حاضر به دلیل اینکه دسترسی به تکنولوژی تسهیل شده است، برتری روش تولید و کیفیت، یک فرض مسلم محسوب می شود. در دهه90، با بهبود تکنولوژی و ارائه ابزارهای جدید نظیر سیستم های کنترلی و کاتالیست ها، رویکردهای مقایسه هزینه و بهبود هزینه در رأس اهمیت قرار گرفتند. افزایش این تلاش ها، منجر به افزایش توان صنعت در بالابردن حجم تولید و رسیدن به بهره وری بالاتر و نهایتاً کاهش هزینه ها گردید که با نزدیک شدن به سال 2000، چشم انداز صنعت را دچار تحول نمود. سازندگانی که موفق به ماندن در کورس منحنی تجربه نشدند (یعنی نتوانستند با رعایت حجم تولید و بهره وری، بطور مداوم هزینه های تمام شده خود را کاهش دهند)، توان رقابتی خود را از دست داده اند.
بطور کلی امروزه رقابتمندی در هزینه، تنها یک شرط لازم محسوب می شود. موضوع رقابتمندی هزینه ها یک چالش دنباله دار است که در اروپا و آمریکای شمالی از ابعاد گسترده تری برخوردار است؛ در این مناطق، تکنولوژی های قدیمی باید با تکنولوژی های پیشرفته در مناطق تولیدی نوظهور نظیر ایران به رقابت بپردازند. در این میدان رقابت، جستجو برای یافتن راه هایی که بتواند در آینده، رقابتمندی هزینه را بهبود بخشد به صورت مداوم ادامه دارد. با این وجود هنوز تشخیص بر این است که بین 50 و70 درصد از هزینه تولید پلی الفین را ماده اولیه تشکیل می دهد. لذا اگر گفته شود: "دسترسی به مواد خام مزیت دار، یک عامل حیاتی و لازم برای کسب موفقیت است"، جای تعجب نخواهد بود؛ این واقعیت در آینده نیز صادق خواهد بود.
با افزایش ظرفیت تولید با زمان، نقش محدودیت هزینه افزایش یافته و نقش محوریت بازار و تکنولوژی کمی کمرنگ تر می شود.