با جهانی شدن بازار های مالی در سراسر دنیا ، واحد های اقتصادی ای که در هر کشور در طلب وجوه هستند، ناچار نیستند خود را به بازار های داخلی محدود کنند. سرمایهگذاران یک کشور نیز نباید خود را به داراییهای مالی منتشر شده در بازار داخلی محدود کنند.
عواملی که باعث یکپارچه شدن بازار های مالی شدهاند بدین قرارند :
1- کاهش مقررات و آزاد نهادن بازار و فعالیت مشارکت کنند گان در بازار مراکز مالی عمده جهان
2- پیشرفتهای تکنولوژیک در نظارت بر بازار جهانی ، اجرای سفارش ها و تحلیل فرصتهای مالی
3- تشدید شدن روند نهادی شدن بازار های مالی
رقابت دولتها را وا داشته است که از جنبه های گوناگون بازار های مالی خود را آزاد بگذارند تا واحد های مالی آن ها بتوانند رقابتی موثر در سراسر جهان داشته باشند.
پیشرفتهای تکنولوژیک یکپارچگی و کارایی بازار مالی جهانی را افزایش داده است. پیشرفت وسایل ارتباطی ، مشارکت کنند گان در بازار را در سراسر جهان به هم می پیوندد و در نتیجه میتوان سفارش ها را در طول چند دقیقه به انجام رساند. پیشرفت تکنولوژی کامپیوتری همراه با پیشرفت شبکه ارتباطات، انتقال اطلاعات لحظه به لحظه درباره قیمت اوراق بهادار و دیگر اطلاعات ضروری را به سرمایهگذاران در اغلب نقاط جهان میسر کرده است . بنابر این ، بسیاری از سرمایهگذاران میتوانند بر بازار جهانی نظارت داشته باشند و در عین حال برآورد میکنند که این اطلاعات چه تاثیری بر وضع خطر/ بازده سبد آن ها دارد. بهبود بنیادین در روش های کامپیوتری این امکان را فراهم آورده که اطلاعات واقعی بروز شده را در جهت شناسایی فرصت برای آربیتراژ به کار گیرند . آن گاه که این فرصتها شناخته شود ، سیستم ارتباطات اجرای سریع سفارش ها برای بهره گیری از آنها را فراهم می آورد.
بازار های مالی ایالات متحده دیگر تحت تسلط سرمایهگذاران خرده پا نیست، بلکه نهاد های مالی بر آن ها دست یافتهاند . مراد از سرمایهگذاران خرده پا افراد هستند . برای مثال، وقتی شما یا من سهمی عادی می خریم ما را سرمایهگذار خرده پا می نامند. نمونه هایی از نهاد های مالی بدین قرارند : صندوق بازنشستگی ، شرکتهای بیمه ، صندوق های سرمایهگذاری مشترک، بانکهای تجاری ،و موسسات پس انداز و وام .
این تعبیر در بازار مالی که سلطه سرمایهگذاران خرده پا بدل به غلبه موسسات مالی شده است ، نهادی شدن بازار مالی خوانده میشود. این پدیدهای است که در دیگر کشور های صنعتی روی داده است. سرمایهگذارن نهادی برخلاف سرمایهگذاران خرده پا، تمایل بیشتری دارند به این که وجوه موجود را به فراتر از مرزهای ملی انتقال دهند تا بدین ترتیب تنوع سبد خود را بهبود بخشند و یا از فرصت قیمتگذاری نامناسب داراییهای مالی در کشورهای بیگانه سود جویند. منافع حاصل از تنوع سبد که ملازم با سرمایهگذاری بینالمللی است در بسیاری از بررسیها به اثبات رسیده، و این بررسیها توجه سرمایهگذاران را به سرمایهگذاری در سطح جهان جلب کرده است.
منبع: کتاب تجارت در بازار جهانی فارکس انتشارات چالش