شما می توانید با آگاهی از این اشتباهات متداول و تلاش برای اجتناب از آن ها، شانس موفقیت خود را تا حد زیادی افزایش دهید. در این مقاله ما این اشتباهات و نحوه اجتناب از آن ها را آموخته ایم.
بی برنامگی
این یک مثل قدیمی است که اگر ندانید که به کجا می خواهید بروید، جاده شما را خواهد برد و این همان چیزی است که در بازار اتفاق می افتد. راه حل؟
یک برنامه یا سیاست سرمایه گذاری شخصی، با در نظر داشتن مسائل زیر، ایجاد کنید:
اهداف و خواسته ها دقیقاً مشخص کنید که به دنبال چه چیزی هستید. جمع کردن 100.000 دلار برای یک دانشجو یا 2 میلیون دلار برای یک فرد بازنشسته 60 ساله امری معقول است. مبارزه با بازار هدف شما نیست.
خطرات ، چه خطراتی شما و سرمایه گذاری تان را تهدید می کند؟ اگر شما 30 سال تمام تلاش کرده و برای دوران بازنشستگی تان پس انداز کرده اید، پس نوسانات بازار یک خطر جدی برای سرمایه شما نیست (و نباید باشد). از سوی دیگر تورم که هر سرمایه گذاری بلند مدتی را می فرساید یک ریسک جدی برای شما محسوب می شود.
معیارهای درست موفقیت سرمایه گذاری تان، نوع دارایی های آن صندوق های مالی یا موسساتی که برای سرمایه گذاری انتخاب کرده اید را چگونه بررسی می کنید؟
تخصیص دارایی – چه بخشی از کل سرمایه تان را به دلار، چه بخشی را به سهام بین المللی، اوراق قرضه و ... تخصیص داده اید. نحوه تخصیص سرمایه شما باید با اهداف و ریسک مورد نظرتان مطابقت داشته باشد.
گوناگونی – اختصاص سرمایه به گروه های دارایی مختلف مبنای گوناگونی سرمایه گذاری شما را تشکیل می دهد. شما بعد از این کار باید سعی کنید گوناگونی را در یک دسته دارایی نیز حفظ کنید. برای مثال اگر در سهام آمریکا سرمایه گذاری کرده اید باید سهام شرکت های بزرگ، متوسط و کوچک را خریداری کنید.
اگر خطوط اصلی برنامه تان را مشخص کرده و بنویسید می توانید برنامه و سیاست بلند مدت درستی را در شرایطی که بازار نامتعادل است، دنبال کنید. در اختیار داشتن یک برنامه مناسب و عملکرد بر مبنای آن به اندازه فعالیت گاه به گاه و بی برنامه در بازارها جذاب و متنوع نیست، اما این امر سرمایه گذاری بیشتر و پر سودتر را در بلند مدت به دنبال دارد.
2- چارچوب زمانی بسیار کوتاه مدت.
اگر 30 سال است که برای دوره بازنشستگی خود سرمایه گذاری کرده اید، آن چه در سال جاری یا سال آینده در بازار اتفاق می افتد نباید خیلی شما را نگران کند. حتی اگر شما در 70 سالگی بازنشسته شده اید، هنوز احتمالاً 10 یا 20 سال دیگر می توانید از زندگی لذت ببرید. اگر هدفتان این است که برای ورثه خود ارث خوبی بگذارید، این دوره زمانی باز هم بلندتر خواهد شد. در حقیقت، اگر شما برای تحصیلات دانشگاهی فرزندتان پس انداز می کنید و او در سال دوم دبیرستان است، دوره زمانی مورد نظر شما کوتاه تر است و نحوه تخصیص دارایی تان باید برای این دوره زمانی تنظیم شود. اغلب سرمایه گذاران بر دوره های زمانی خیلی کوتاهی تمرکز می کنند.
3- توجه بیش از حد به رسانه ها و اخبار مالی.
در حقیقت در گزارشات مالی هیچ چیزی که بتواند به شما در دستیابی به اهدافتان کمک کند، وجود ندارد. رسانه ها را خاموش کنید. تنها چند روزنامه هستند که اطلاعات مفیدی که ممکن است به کار شما بیایند را ارایه می دهند. حتی اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، شما چطور می توانید پیشاپیش آن را تشخیص بدهید؟
یک بار این امر را بررسی کنید اگر کسی واقعاً نکات خارق العاده یا نصیحت های معاملاتی یا فرمولی سری در اختیار داشت که می توانست با استفاده از آن سود هنگفتی به دست بیاورد، آیا آن را در تلویزیون بیان می کرد و یا با دریافت مبلغی هر ماه برای شما می فرستاد؟ نه مطمئنن سکوت می کرد و میلیون ها دلار پول به دست می آورد و مجبور نبود برای گذران زندگی روزنامه چاپ کند.
راه حل؟ زمان کمتری را به دیدن برنامه های مالی تلویزیون ها و خواندن روزنامه ها اختصاص دهید. زمان بیشتری را برای خلاقیت و پیروی از برنامه مالی تان صرف کنید.
4- عدم تراز مجدد
تراز مجدد عبارت است از روند بازگرداندن سرمایه به دارایی مورد نظری که در برنامه مالی تان مد نظر داشته اید. انجام این کار چندان آسان نیست زیرا شما مجبورید دارایی تان را که در آن سرمایه گذاری کرده اید و به سطوح خوبی رسیده است بفروشید و دارایی دیگری که چندان وضعیت خوبی نداد بخرید. این کار برای اغلب سرمایه گذاران بسیار مشکل است.
به علاوه تراز مجدد در زمان انجام این کار سودی در بر ندارد (به وضعیت بازار سهام آمریکا در دهه 1990 فکر کنید) و نمی توان دقیقاً بررسی کرد که دارایی ضعیف چه زمانی تقویت خواهد شد.
در هر حال، سرمایه گذاری در مسیر بازگشت های بازار این امر را تضمین می کند که این گروه دارایی در زمانی که بازار به اوج می رسد، ارزشی بالاتر از ارزش خود دارد و در زمانی که بازار به حداقل می رسد ارزشی پایین تر از ارزش خود پیدا کرده است.
راه حل؟ با وفاداری کامل کار تراز کردن مجدد دارایی هایتان را انجام دهید و سودهای قدیمی را جمع آوری کنید.
5- اطمینان بیش از حد به قابلیت مدیریت
بسیاری از تحقیقات از جمله تحقیق برتوم مالکیل که در سال 1995 با عنوان «بازگشت از سرمایه گذاری در صندوق های مالی» انجام شد، به ما نشان داده اند که مدیران ضعیف تر از معیارهای موجود عمل می کنند. ما همچنین می دانیم که هیچ روش ثابتی برای انتخاب مدیری که بهتر از معیارها عمل می کند، وجود ندارد. به علاوه این را هم می دانیم که افراد بسیار بسیار کمی هستند که می توانند در طولانی مدت از بازار سود به دست بیاورند. پس چرا بسیاری از سرمایه گذاران از توانایی خود برای برنامه ریزی زمانی در بازار و انتخاب مدیران ناکارآمد تا این حد مطمئن هستند؟
در حقیقت سرمایه گذاران به اشتباه درباره توانایی خود در برنامه ریزی زمانی برای بازار و انتخاب مدیران خوب فکر می کنند و با این کار مستقیماً به سوی اشتباه بعدی در این مسیر پیش می روند.
6 – سرمایه گذاری ناکافی در بخش شاخص ها
زمان برای خواندن بسیاری از تحقیقات که اثبات می کنند اغلب مدیران و صندوق های مالی ناکارآمد هستند و ضعیف تر از معیارها عمل می کنند، کافی نیست. در طول دوره های طولانی صندوق های شاخص (Index Fund) عملکردی بالاتر از یک چهارم معیار داشته ند و یا بهتر از65– 75 درصد از صندوق های مدیریت پول عمل کرده اند.
به رغم شواهدی که از استفاده از شاخص ها حمایت می کنند، سرمایه گذران همچنان مایل هستند که با مدیران فعال کار کنند. جان بوگل، موسس شرکت Vanguard، می گوید که علت تمایل به همکاری با مدیران این است که «دوست دارند همیشه در وضعیت خوبی باشند. شاخص ها گنگ هستند و بسیاری از مردم فکر می کنند که می توانند با کمک مدیران روشن تر و بهتر عمل کنند.»
راه حل؟ تمام یا بخش زیادی از سرمایه گذاری تان (70-80 درصد) را در دارایی های سنتی سرمایه گذاری کنید. اگر نمی توانید در برابر هیجان اغوای یک مدیر بزرگ دیگر مقابله کنید، بخشی از سرمایه تان را در هر گروه دارایی (30-20 درصد) در اختیار مدیران قرار دهید. این امر، بدون اینکه سرمایه تان را به هدر بدهد، اشتیاق شما را برای همکاری با مدیران ارضا می کند.
7- تعقیب عملکرد
بسیاری از معامله گران گروه های دارایی مورد نظر خود، استراتژی ها، مدیران و صندوق ها را بر مبنای بهترین عملکرد انتخاب می کنند. این احساس که «من سود زیادی را از دست داده ام» ممکن است شما را به انتخاب گزینه های بد در سرمایه گذاری بکشاند. اگر یک گروه دارایی، استراتژی یا صندوق خاص در سه یا چهار سال گذشته خوب عمل کرده است، تنها نتیجه ای که می توانیم بگیریم این است که: ما باید سه یا چهار سال پیش در این زمینه سرمایه گذاری می کردیم. اما در حال حاضر، چرخه ای که به این عملکرد خوب منجر شده است ممکن است حالا در حال افول باشد. درآمد خوب دارد از بین می رود و درآمد ناکافی جای آن را می گیرد.
راه حل؟ ساده نباشید. برنامه سرمایه گذاری و تراز مجدد خودتان را دنبال کنند و بدانید که این کار دقیقاً نقطه متضاد تعقیب عملکردهای قبلی صندوق ها واستراتژی ها است.
نتیجه گیری
سرمایه گذارانی که این هفت اشتباه را بشناسند و از آن ها اجتناب کنند به خودشان فرصت مناسبی برای دستیابی به اهداف سرمایه گذاری شان داده اند. بسیاری از راه حل هایی که در بالا عنوان شد، راه حل های خارق العاده ای نیستند و نتایج شگفت انگیزی ندارند. اما احتمال اینکه سودآور باشند زیاد است. و مگر هدف ما از سرمایه گذاری چیزی به جز کسب سود است؟
نوشته جی یودر
ترجمه بیتا ابراهیمی- منبع بازار بورس